الف )
داستان براي شکل گرفتن و کامل شدن نياز به زمان دارد و داستان نويس در نوشتن آن نبايد عجله کند . زيرا سوژه اي که به ذهن شما مي آيد بايد مدتي در ذهنتان باقي بماند تا هم در زمينه هاي مختلف مطالعه کنيد و هم در مورد عناصر تشکيل دهنده ي آن فکر کنيد . هر داستاني بعد از مدتي ، خودش مانند ميوه اي رسيده ، از شاخه ي ذهنتان جدا مي شود و روي صفحه ي سفيد دفترتان مي افتد . براي اين کار داستان بايد مراحل زير را بگذراند :

1 - موضوع يابي 

2 - پيام داستان 

3 - طراحي داستان 

4 - رشد و پرداخت داستان

 *****

1 - داستان نويس قبل از هر چيز بايد بداند که قصد دارد درباره ي چه موضوعي داستان بنويسد .

2 - از هر موضوعي بايد در حدّ خودش انتظار رشد داشت . مثلاً اگر بخواهيد رماني طولاني بنويسيد ، بايد موضوعي را انتخاب کنيد که بتوان روي آن بيشتر کار کرد و همچنين نبايد با موضوع هاي بلند ، داستان هاي کوتاه بنويسيد که باعث ورود حوادث پشت سرهم يا ورود شخصيت هاي گوناگون که درست معرفي نمي شوند و در ذهن خواننده باقي نمي مانند و باعث سر در گمي او مي شوند .

3 - پيام داستان نبايد مستقيم بيان شود . بلکه بايد مانند يک قند که در آب حل شده است ، طوري در داستان به خواننده ارائه شود که ديده نشود ولي دخواننده در طول استان آن را احساس کند . براي اين کار بايد در انتخاب شخصيت ها ، حوادث ، گفتگو ها و . . .  دقت بسيار زيادي به خرج داد . زيرا هريک از اين عناصري که در خدمت پيام هستند ، مي توانند پيام را باقدرت بسيار زياد به نمايش بگذارند .

4 - يک نويسنده براي نوشتن داستانش بايد نقشه داشته باشد . نقشه ي نويسنده براي نوشتن داستان را ، (( طرح داستان )) مي گويند . پس از آماده و تکميل کردن طرح داستان است که نويسنده مي تواند به سراغ نوشتن خود داستان برود .

5 - طرح داستان بايد روشن و کامل باشد ؛ يعني معلوم باشد که داستان از چه نقطه اي شروع شده ، چه مسيري را طي کرده و چطور به پايان رسيده است .کمترين توقّعي که خواننده پس از خواندن داستان دراد ، اين است که بتواند طرح آن را تعريف بکند . يعني بگويد که داستان درباره ي چه کس و يا چه چيزي بوده ، چگونه شروع شده ، چطور ادامه پيدا کرده و چطور پايان يافته است .

6 - بايد براي هر عمل و حادثه اي که در داستان اتّفاق مي افتد ، دليل روشن و محکمي ارائه داد و علّت بروز آن عمل و حادثه نيز در داستان بايد به نحوي روشن باشد .

7 - در هر طرح بايد شخصيت اصلي ، حادثه ي اصلي ، زمان و مکاني که حادثه در آن روي داده است ، کاملاً روشن و مشخص باشند .

8 - طرح داستان بايد در خدمت پيام داستان باشد . گاهي اوقات در حين نوشتن و تکميل کردن طرح داستان ، حوادث پرهيجان و يا شخصيت هاي جالبي به ذهن نويسنده مي رسد که نه تنها نقشي در انتقال پيام ندارد ، بلکه باعث کم رنگ شدن آن نيز مي شود .

ب ) شخصيت پردازي :

1 -
پرداخت مستقيم خصوصيات شخصيت ها معمولاً در داستان هايي صورت مي گيرد که شخصيت هاي بسيار زيادي دارند و نويسنده در طول داستان ، مجال پرداخت غير مستقيم مشخّصات آن ها را پيدا نمي کند و به همين خاطر خصوصيات شخصيت ها را در يک يا دو جمله از زبان خود و يا يکي از شخصيت هاي داستان بيان مي کند . در داستان هايي که يک يا دو شخصيت اصلي دارند ، اين کار از قوت داستان مي کاهد و نويسنده بايد به طور غير مستقيم - يعني از طريق گفتار و کردار آن شخصيت ها - به آن ها بپردازد .

2 - بايد خصوصيات شخصيت هايي را بيان کرد که در داستان نقش اصلي را دارند . در غير اين صورت ، باعث پراکندگي ذهن خواننده مي شود .

3 - نبايد همه ي لحظاتي را که بر شخصيت هاي داستان مي گذرد ، با ذکر جزئيات در داستان بياوريم ، بلکه تنها لحظاتي را بايد در داستان آورد که در آن زمان ، حوادث خاص - که در طرح داستان نقشي داشته باشند - اتفاق مي افتد . از روي لحظات ديگر مي توان بسيار راحت و تنها با اشاره گذشت .

4 - داستان هايي که از زبان اول شخص تعريف مي شوند ، داستان هاي عاطفي و داراي فضاي صميمانه هستند و داستان هايي که از زبان سوم شخص روايت مي شوند ، داستان هاي حادثه اي هستند و بهتر است که جاي اين دو را رعايت کنيم .

پ ) اسم داستان :
اسم داستان بايد جديد ، جاذبه برانگيز و خوش آهنگ باشد .اسم داستان نبايد طرح داستان را لو بدهد و همچنين بايد در ارتباط منطقي با فضاي داستان باشد .

بهتر است اسم داستانتان را در آخر انتخاب کنيد . زيرا در طول نوشتن داستان ، ذهن شما داستان را تغيير مي دهد و داستاني که در ابتدا قصد داشتيد بنويسيد هماني نيست که حالا نوشته ايد .

با برداشت از کتاب پلی به سوی داستان نويسی ـ نوشته ی داريوش عابدی

به نقل از وبلاگ کتاب و داستان